:((
باز این افسردگی لعنتی برگشته سراغم :((
خیلی خیلی خستم اگه بخاطر ماهان و مازی نبود مطمئنم تا الان هزار بار خودمو راحت کرده بودم هیچ انگیزه فردی ندارم کل زندگیم خلاصه شده در حال و اینده این دو تا بچه 
ی وقتا با خودم میگم تا کی میشه ادامه داد اخه !
نیاز شدید به ارامبخش دارم قبلا هر پک به سیگار ی ارامش لحظه ای با خودش می اورد و کمی فارغ از غم هستی اما دیگه جواب نمیده
خدایااااااا ازت ارامش میخوام صبـــــــر صبر خیلی نیاز دارم ی خورده هم تنگش عشق بذار خدایااااااااا دلمو صاف کن از اینهمه سیاهی چرا اینجوری شدم !
خدااااااااااااا اگه فقط ی ذره دلت بخاطر این دو تا طفل معصوم میسوزه ی راهی جلو پام بذار تا بتونم مادر بهتری باشم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


:((
